السيد الخميني
685
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )
علم كلى عالم است ؛ يعنى ، جزئيت و مُحاطيت و محدوديت در معلومْ اسباب محدوديت در علم نشود ؛ پس علمْ محيط و قديم و ازلى و غير متغير است ، و معلومْ محاط و محدود و حادث و متغير است . و غير عارف به اسلوب كلام آنها گمان كرده كه آنها علم به جزئيات را نفى كردند « 1 » ، و كلّيت و جزئيت را به معناى متداوله در عرف منطقيين و لغويين حمل كردند ؛ غافل از آنكه در اصطلاح اهل معرفت به معناى ديگر است . و اهل نظر نيز گاهى از آنها تبعيت كردند . بلكه اين معنا را از اهل معرفتْ حكما اخذ كردهاند در باب علم واجب الوجود جَلَّ اسْمُه و تعالى شَأنُهُ . فصل در بيان ميزان صفات ثبوتيه و سلبيه است ميزان در صفات ثبوتيه براى ذات مقدّس واجب - جَلَّ اسْمُه - و صفات سلبيه آن است كه هر صفت كه [ از ] اوصاف كماليه و از نعوت جماليه است براى اصل حقيقت وجود و صرف ذات هستى ، بىتعين آن به لباس تعينى و بدون تطوّر آن به عالَمىدون عالمى ، و بالجمله [ آنچه ] به عين هويت هستى و ذات نوريهء وجوديه رجوع كند ، از صفات لازم الثبوت و واجب التحقق است براى ذات مقدس - تعالى شأنُه - . زيرا كه اگر ثابت نباشد ، لازم آيد يا ذات مقدس صرف وجود و محض هستى نباشد ؛ يا صرف وجودْ محض كمال و صرف جمال نباشد . و اين هر دو در مشرب عرفان و مسلك برهان باطل است ؛ چنانچه در محالّ خود مقرر است « 2 » . و هر صفت و نعتى كه براى موجود ثابت نشود مگر پس از تنزل آن به منزلى از منازل تعينات و تطور آن بهطورى از اطوار تقييدات و تعانق آن با مرتبهاى از مراتب قصور و تلازم آن با حدّى از حدود فتور ، و بالجمله آنچه از ذات هستى نباشد و به حدود و ماهيات رجوع كند ، از صفات لازم السلب و ممتنع التحقق است در ذات كامل
--> ( 1 ) - المباحث المشرقية ، ج 2 ، ص 475 ؛ شرح المواقف ، ج 8 ، ص 70 ؛ شرح المقاصد ، ج 4 ، ص 121 . ( 2 ) - ر . ك : الحكمة المتعالية ، ج 2 ، ص 368 ، و ج 6 ، ص 110 ؛ الشواهد الربوبيّة ، ص 47 - 48 .